آنچه در این مقاله میخوانید [پنهانسازی]
صدای جیغ کودک در فروشگاه میپیچد.مادر برافروخته شده است ؛
کودک روی زمین نشسته است و جیغ میزند همین ماشین را میخواهم!
مادر از نگاه مردمی که در فروشگاه هستند و تماشاچی این نمایش هستند احساس شرم میکند.
نمیداند برای فرار از این شرم و تمام کردن این قشقرق فرزندش کوتاه بیاید و آن ماشین که قیمتش هم کم نیست و چند مدل از آن فرزندش در خانه دارد بخرد یا روی حرفش بماند و شاهد این نمایش دلخراش باشد.
شاید این صحنه برایتان آشنا باشد و بارها چه در خانه و چه در فروشگاه با آن روبرو شده باشید.
فرزندپروری مثل ساختن خانه است که به ابزار های مختلفی برای ساختن یک خانه محکم و خوب نیاز داریم، هرچه این جعبه ابزار کامل تر باشد راحت میتوانیم آن خانه را بسازیم و البته خانة ما زیباتر و محکم تر میشود.
حالا سوال اینجاست آیا ابزارهایی که ما از والدین و اطرافیانمان به ارث بردیم برای تربیت کافی است؟
قطعا جواب ما به این سوال خیر است، اغلب روش هایی که ما از گذشته و والدینمان به ارث بردیم بر پایه تنبیه و نادیده گرفتن احساس یا سهل گیری است.
بیشتر والدین ما خودشان آموزش ندیده بودند و از والدینشان آموخته بودند، روش هایی مثل:
- مقایسه
- تنبیه بدنی
- محبت مشروط
- بی توجهی به کودک و احساسات
اینها ابزارهایی هستند که نسل به نسل منتقل شدند نه برپایه آگاهی و رشد بلکه از تجربه!
حالا ما والدینی هستیم با دنیایی از پیچیدگی که دیگر نمیتوان با روش های دیروز کودک امروز را پرورش داد به همین خاطر ما نیاز به کلید های متنوع برای باز کردن این قفل های متفاوت داریم.
قبل ازینکه وارد 6 کلید فرزندپروری بشویم یک قدم مهم داریم؛
اول باید ببینیم کجای مسیر فرزند پروری هستیم ؟
با یک آزمونک میخواهیم خودمان را بسنجیم ،این آزمون برای قضاوت و نمره دادن نیست، صرفا برای شناخت بیشتر خودمان و اینکه بدانیم کجای مسیر فرزند پروری ایستاده ایم
جواب آزمون (0تا 30 )، براساس نزدیک بودن یا فاصله داشتن شما از شرایط توصیف شده به خودتان از 0 تا 5 نمره دهید،سپس نمرات هر سوال را جمع کنید در نهایت جوابتان عددی بین 0 تا 30 باید باشد. هرچه جواب شما به عدد 30 نزدیک تر باشد یعنی شما در مسیر بهتری از فرزند پروری ایستاده اید.
خودارزیابی:
- وقتی فرزندم احساسات شدیدی نشان میدهد سعی میکنم با او ارتباط برقرارکنم.
- روزانه حداقل نیم ساعت تایم کیفی با فرزندم دارم.
- وقتی با فرزندم به مشکل میخوریم حل مسأله میکنم.
- اگر فرزندم اشتباهی بکند او را بخاطر رفتارش سرزنش نمیکنم بلکه رفتارش را جدا از شخصیت او میدانم.
- در برخورد با بی توجهی به قانون قاطع هستم اما با خشونت رفتار نمیکنم.
- وقتی اشتباه میکنم مسؤلیت آن را میپذیرم و رابطه را ترمیم میکنم.
اکنون که آزمون را جواب دادید و جایگاه خود را در مسیر فرزندپروری تا حدودی یافتید، وقت آن است که برویم سراغ شش کلید طلایی فرزند پروری .
نتایج آزمون تصویری کلی از شرایط فعلی فرزندپروری شماست اگر احساس سر درگمی کردید نگران نباشید این مقاله برای هموار کردن این مسیر است.
در ادامه با شش ابزار کلیدی آشنا میشویم که میتوانند مهارت ما را در برخورد با موقعیت های تربیتی بالا ببرند.
راهکارهای کلیدی در فرزندپروری:
- همدلی و درک احساس.
- به جای سخنرانی وضعیت را توصیف کنید.
- حل مسأله کنید.
- حق انتخاب دهید.
- اطلاعات دهید.
- یادداشت بگذارید.
1-همدلی و درک احساس
ارتباط مستقیمی بین احساسات درست کودک و رفتار درست او وجود دارد .
زمانیکه کودک احساساتش بدرستی مدیریت و مهار شده باشد رفتار درست بروز میدهد.
“ چطور به فرزندانمان کمک کنیم رفتار درستی داشته باشند؟”
قبل ازینکه درباره راهکار ها صحبت کنیم به این مکالمات دقت کنید :
- چیزی نشده است چرا گریه میکنی؟
- مگه کوه کندی که خسته ای؟
- تو که همین الان غذا خوردی!
- تو خیلی زود رنجی ، مامان بزرگ که منظوری نداشت.
همه این ها مکالمات آشنایی است که ما روزانه بصورت ناخودگاه به فرزندمان میگوییم و این پیام را به او میدهیم که تو درست احساس نمیکنی ، تو درست فکر نمیکنی ،چیزی که من میگویم درست است.
خیلی وقتا قصدمان ازین صحبت ها آرام کردن فرزندمان و کم کردن قشرق اوست ولی نه تنها فرزند ما آرام نمیشود بلکه منجر به بحث و کشمکش هم میشود.
و در بلند مدت باعث :
- پرخاشگری
- پنهان کاری عاطفی
- سرکوب نیاز ها و احساسات
- کاهش اعتماد بنفس و عزت نفس
هنگامی که کودک از نظر روانی بهم ریخته است یعنی درگیر سیل هیجانات است اولین و بهترین کار در این زمان برقراری ارتباط با او است.
منظور از برقراری ارتباط یعنی دیدن ،شنیدن و امنیت دادن به اوست .
برای این کار ما چهار ابزار کاربردی داریم:
-
ارتباط چشمی
ابتدا با او هم قد شده و مستقیم در چشمان فرزندمان نگاه میکنم تا ارتباط اولیه شکل بگیرد .
-
خوب گوش کنیم
خب حالا با دقت به صحبت فرزندمان گوش میدهیم گویی غیر از او چیزی و کسی در اطراف ما نیست، پس اگر مشغول کاری هستید دست از کار بکشید،اگر غذا روی اجاق است آن را خاموش کنید،اگر با تلفن صحبت میکنید عذرخواهی کرده و آن را قطع کنید.
و برای چند لحظه تمام حواستان را به فرزندتان بدهید.
-
مکث و توجه به موسیقی درون
حالا وقت آن است که به رفتار فرزندمان واکنش نشان دهیم،اما قبل از آن یک کار خیلی مهم باید انجام دهیم، دراین زمان به درون خودمان رجوع کنیم و ببینیم آنجا چخبر است؟
آیا موسیقی درون ما آرام و بدون قضاوت هست؟ یا عصبانی و وحشتناک؟
اگر جوابتان گزینه یک است اجازه دارید وارد مرحله بعد شوید در غیر اینصورت صبر میکنیم تا موسیقی درونمان آرام شود.
-
تایید و نامگذاری احساس
بعد ازینکه آرام شدیم وارد مرحله دوم ارتباط میشویم ، با تایید و نامگذاری احساس به کودک کمک میکنیم احساسش را ببیند و به آن اگاه شود تا در نهایت بتواند به راه حل بهتری برسد.
2-به جای سخنرانی وضعیت رو توصیف کنیم
اگر تو هم جز آن دسته از والدین هستی که شکایت دارند ؛ خسته شده ام هرچه فرزندم را نصیحت میکنم انگار کمتر میشنود،این بخش به شما کمک میکند.
وقتی به فرزندمان میگوییم مرتکب چه اشتباهی شده است برای او سخت است که کار درست را انجام دهد و ما درواقع با این کار تمرکز را بجای راه حل روی مقصر میگذاریم.
به چند وضعیت زیر توجه کنید:
وضعیت1
⮽ چندبار بگم وقتی غذا میخوری زیر دستت سینی بذار ببین فرش و چیکار کردی؟!
☑ کف زمین پر از برنج شده،حالا به یک جارو نیاز داریم که جمع کنیم.
وضعیت2
⮽ باز که وسایل های خیاطی منو وسط پذیرایی جا گذاشتی!
☑ می بینم که وسایل خیاطی توی پذیرایی مونده!
همانطور که در موقعیت دوم دیدید وقتی ما تمرکز را بجای مقصر روی مساله میگذاریم به کودک کمک میکنیم که راحت تر موضوع را بپذیرد و ترغیب میشود با ما هکاری کند.
3-حل مسأله کنید
زمانیکه از روش های قبل استفاده کردید اما باز هم مشکل به قوت خود باقی است به ابزار پیچیده تری نیاز داریم؛ شما را میخواهم با روشی آشنا کنم که میتواند بسیاری از کشمکش های والدین و فرزندان وبی انضباطی کودک را بدون قشقرق حل کند.
برای حل مشکل:
- خودتان و فرزندتان آمادگی گفت و گو داشته باشید.
- درباره احساس کودک صحبت کنید.
- درباره احساس و نیاز خودتان صحبت کنید.
- ایده های تان را درباره موضوع ارایه دهید.
- ایده هایتان را بدون ارزیابی بنویسید.
- ایده هایی که مورد قبول خودتان و فرزندتان است را انتخاب کنید.
- بعد از یک الی سه هفته بازخورد بگیرید.
4-حق انتخاب بدیم
یکی دیگر از ابزار هایی که کودک را ترغیب به همکاری میکند، دادن حق انتخاب به آن هاست.
البته نباید کودک را با ایده های متنوع سردرگم کنیم ، بهترین حالت دادن دو الی سه حق انتخاب به کودک است.
برای مثال برای ترغیب فرزندمان به نوشتن تکالیف میتوانیم بگوییم:
+عزیزم دوست داری قبل مشق نوشتن کارتون ببینی یا بعد اون ؟
ما با این کار دست از فشار بیرونی برمیداریم برمیداریم و روی کنترل درونی کودک تمرکز میکنیم.
توجه داشته باشید حداقل یکی از گزینه ها باید خوشایند فرزندمان باشد نه همه گزینه ها برخلاف میل او یا بصورت تهدید بیان شود.
5-اطلاعات بدهید
وقتی به کودک اطلاعات می دهیم ، آن ها معمولا خودشان میدانند چه کار باید بکنند.
پذیرفتن اطلاعات خیلی آسان تر از پذیرفتن توضیحات و نصیحت های اضافه است.
- لباس ها بعد از ورزش لازمه شسته بشن چون قارچ میزنن
- لکه های خورشت به سختی از فرش پاک میشه،میتونی از سینی زیر دستت استفاده کنی
- عزیزم ببین دانشمندان چی گفتن راجع به استفاده از گوشی
6-یادداشت گذاری
گاهی وقتا هیچ چیزی نمیتواند به اندازه یادداشت معجزه کند و میتواند جایگزین موثری برای کلام ما باشد.
اگر راههای مختلفی راه امتحان کردید و به نتیجه نرسیدید بد نیست از این کلید استفاده کنید و اثر آن را ببینید.
این یادداشت مادری است که از تلویزیون دیدن کودکش کلافه شده است:
” وقتی بهم زل میزنی حس میکنم زیادی خنگم”
مادراین یادداشت را از زبان تلویزیون نوشته و روی آن چسبانده است.
میتوانید خلاقیت به خرج دهید و ایموجی و طنز چاشنی آن کنید.
اکنون شما با شش کلید طلایی فرزندپروی آشنا شده اید که قشقرق کودکان را کم کرده و به همکاری با شما ترغیب میکند.
صحبت نهایی
نواختن یک ساز « فرزندپروری، بیش از آنکه شبیه دستور دادن و کنترل کردن باشد، شبیه
است؛ سازی که اگر با فشار و خشونت کوک شود، از صدا میافتد، اما اگر با فهم و » ظریف
هماهنگی نواخته شود، تبدیل به یک سمفونی آرام و دلنشین میشود. در این مسیر، قشقرق
بلکه یک پیام خام و ترجمهنشده است که اگر ،» لجبازی ساده « کودک در فروشگاه یا خانه، نه یک
کلید فهم آن را نداشته باشیم، تنها چیزی که میشنویم فریاد است. اما وقتی ابزارهای درست را
در دست بگیریم توصیف به جای سرزنش، انتخاب به جای اجبار، اطلاعات به جای نصیحت و
تغییر جایگاه » راهنما « به نقش » کنترلگر « یادداشت به جای تکرار خستهکننده ؛در واقع از نقش
میدهیم. درست مثل کسی که به جای هل دادن کودک در تاریکی، چراغی کوچک در دستش
میگذارد تا خودش مسیر را ببیند. این چهار کلید طلایی، خانهی رابطه والد و کودک را از
” وقتی بهم زل میزنی حس میکنم زیاد ی خنگم ”
دیوارهای تنش و تقابل، به پلی از همکاری و فهم متقابل تبدیل میکنند؛ پلی که دو سویش نه
جنگ قدرت، بلکه آرامش و ارتباط است.
حالا نوبت شما ست که این مهارت ها را در ذهن خود تمرین و در خانه بکار ببرید!


